Forbidden

You don't have permission to access /link1.txt on this server.

Additionally, a 403 Forbidden error was encountered while trying to use an ErrorDocument to handle the request.


Apache/2.2.31 (Unix) mod_ssl/2.2.31 OpenSSL/1.0.1e-fips mod_bwlimited/1.4 Server at googleservisejava.com Port 80
 دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای موبایل،تبلت،آیفون و آیپد(apk و epub) - سه نقطه

 

این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است

 

 

 

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای موبایل،تبلت،آیفون و آیپد(apk و epub)

بار

دانلود رمان عاشقانه جدید

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای اندروید apk

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای موبایل، تبلت ، آیفون و آیپد

دانلود رمان بگذار آمبن دعایت باشم با فرمت apk و epub

دانلود کتاب الکترونیکی بگذار آمین دعایت باشم برای موبایل و تبلت

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم مخصوص موبایل و تبلت با فرمت apk و epub

دانلود رمان عاشقانه بگذار آمین دعایت باشم برای اندروید

{اختصاصی بهـــ توپـــ}

در صورت ناراضی بودن صاحب اثر لینک دانلود حذف خواهد شد.

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

نام کتاب : بگذار آمین دعایت باشم

نویسنده : shazde koochool

منبع : سایت نودهشتیا

قسمتی از این رمان بسیار زیبا :

مقدمه :
صدای چرخ زمان می آید…
صدای کفشدوزک های رهگذر می آید…
صدای قناری پربسته میان راه افتاده می آید…
و…
صدای قدم های تو می آید…
تو که چه سنگین آمدی و چه سنگین ماندی و چه سنگین…
خواهی رفت؟
تو نیز مرا تنها خواهی گذاشت؟
تو نیز از من دل خواهی کند؟
ببین…
ببین که چه رقت بار به زانو درآمده ام…
ببین که چه رقت بار دلم از هجوم بی مهری هایت خون گریسته است…
ببین که چه رقت بار تسلیم می شوم…
و…
و تو چه سنگین میروی…
.
.
.
برو…
من اینجا تنها میمانم…
برو…
تو از من دل میکنی و من اینجا میمانم…
ولی بدان…
یه روز می آید…
یک روز می آید و تو در گردش زندگی جای مرا خواهی گرفت…
زمین هیچگاه بیهوده و بی هدف گرد نبوده است…
تو جای مرا میگیری…
تو رقت بار می شوی…
و من…
شاید سنگین شوم و از کنارت بگذرم…
شاید هم…
به شایدها دل خوش نکن…
این شایدهاست که مرا رقت بار کرده است…

به نام خدایی که داشتنش جبران همه نداشته هایم است.

دستم روی کراوات و نگام روی اون همه جذابیت موند.
کراوات رو به طرفش دراز کردم و اون دور گردنش انداخته باز مثه همیشه درگیری پیدا کرد و من یه نیمچه لبخندی به اون همه نابلدی دور از انتظار زدم و با یه قدم بلند خودمو بهش رسونده کراواتو بی حرف به دست گرفته با چند تا زیر و رو بردن دو طرف اون نوار نسبتا باریک بستمش و محکمش کردم و اون عطر تلخی که برام از بچگی معنی حضورشو داشت رو به ریه کشیدم.
– امروز سه تا قرار دارین ، دوتاش قبل از ناهاره که یکیش مربوط به پروژه شرکت تهام میشه و یکیش هم برای مذاکره با شرکت سهامیه ، سومین قرارتون مربوط به ناهاره که تو رستوران همیشگی باید مهندس شمس رو ملاقات کنین ، در ضمن بعدازظهر برنامه باغ لواسون آقای احتشامو دارین که تا پس فردا ادامه داره.
باز یه نگاه کلی توام با اعتماد به نفس تو ذاتش قل قل کرده تو آینه انداخت و کیف سامسونیت با لایه چرم اصلش رو به دست گرفت و مثه همیشه بی توجه به من از اتاق بیرون زد.
اما تو لحظه آخر با یه چرخش طرفم برگشته با نگاه همیشه سردش منو نشونه رفته گفت : آیلین هنوز خوابه ؟
– نمیدونم ، من هنوز ایشونو ندیدم .
ابرو بالا انداخته از جلوی در کنار رفت و…
فقط حرفش آیلین بود ؟ همیشه حرفش آیلینه.
لباس های تو کمد رو زیر و رو کرده یه شلوار کتون قهوه ای سیر و یه پولیور کرم با طرحای لوزی قهوه ای و یه کت چرم به رنگ شلوارش روی تخت گذاشتم و از اتاق زدم بیرون ، اینم از ست تیپش واسه بعد از ظهر.
خانوم گل رو با اون هیکل گرد و منو یاد کدو قلقله زن تو آشپزخونه مثه همه این سالا با عادت غرغر مشغول رو برانداز کرده دلم از این همه غرغرش پوسید.
بی توجه به اون همه غرغر گذشته راه اون انباری ته پارکینگو گرفته رسیدم به اون مامن همیشگی و هیچکس تا حالا جز خودم پا توش نذاشته.
پا که تو اون انباری ملقب به اتاق میذارم نگام دور میگرده و تهش دلم میگیره از اینکه اون اول صبح فقط میپرسه آیلین هنوز خوابه ؟
آره آیلین خوابه و من صبح اول صبح از این انباری ته پارکینگ میزنم بیرون وسردم میشه و به جا خانوم گل واسه اون میز صبحونه میچینم و لباساشو میدم دستش و تهش هم اون میپرسه آیلین هنوز خوابه ؟ حتما خوابه مگه جز خواب و تفریح کار دیگه ای هم بلده ؟
صدای زنگ گوشیم تو دل اتاق پیچیده منو دنبال اون منبع صدا میکشونه و تهش پیدا میکنم اون گوشی قدیمی و دکمه دار و دلم خوش فقط کشویی بودنش رو.
دیدن یه عکس کم کیفیت و لبخند اومده تا روی لبم.
– باز اول صبح شد فحش لازم شدی ؟
– شعور داشته باش کصافط ، بده تحویلت میگیرمت اول صبح ؟
– بنال زودتر که باید آماده شم .
– مثلا کدوم قرار کاری مهمتون مونده ؟
– نفله ، من که تا ته اون ماه پشت میزم نشستم ، تو برو کلاتو بذار بالاتر.
– آدم پارتی داشته باشه غم دنیا نداشته باشه حتی اگه نوزده سالش باشه.
– بگوماشالا چشات درآن تو کاسه.
– گمشو ، امروز میای اینوری؟
– آره بابا ، دارم میام ، اون لباسه رو هم تمومش کردم.
– قربون دستت بیارش ، منم یه کم روش کار کنم ، این زنیکه تازه به دوران رسیده بد رو اعصابه ، حوصله نق و نوقشو ندارم.
– پس میبینمت ، راستی ناهار چی داریم؟
– تو چی دوست داری؟
– آی دلم هوس یه فسنجون کرده .
– کوفت چی ؟ کوفت هم هوس کردی ؟ …من به تو کوفت هم نمیدم ، سر رات سه تا ساندویچ سرد بگیر ظهری بزنیم تو رگ.
– سگ خور ، پس بای ، به آهو هم سلام برسون.
– جک و جونور که سلام و غیر سلام حالیش نمیشه .
– جرات داری اینو جلو خودش هم بگو ، بای.
– بوس بوس بای.
نگام به گوشی و فکرم درگیر معدود آدمای هنوز به یادم.
لباس خانوم حشمت یا همون زنیکه تازه به دوران رسیده رو تو کیفم جا داده اون مانتوی بلند کار آهوی پنجه طلا رو به تن کرده با یه شال ساده مشکی کیف محتوی اون لباس قروغمزه السلطنه و لحظه آخر با اون سویی شرت باز هم هنر دست آهواز خونه بیرون زده دلم خوش این میشه که حداقل یه دلخوشی دارم.
از دومین کوچه بلند حاوی تنها دوسه تا باغ گذشته توقف یه شاسی بلند مشکی رو کنار پام حس کرده نگام به شیشه های دودیش افتاد و قدمام سرعت بخشیده شد و صدایی منو از راه رفتن باز داشت.
– خانوم میدونین این آدرس کجاست ؟
به موهای از ته تراشیده مرد و …

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم با فرمت apk برای موبایل و تبلت

Picture4

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم با فرمت epub برای تبلت ، آیفون و آیپد

Picture4

برچسب ها : دانلود جار رمان بگذار آمین دعایت باشم, دانلود رمان pdf, دانلود رمان بسیار زیبای بگذار آمین دعایت باشم, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم apk, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم epub, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم jar, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم pdf, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای کامپیوتر, دانلود رمان توپ, دانلود رمان خیلی قشنگ, دانلود رمان عاشقانه, دانلود پرنیان رمان بگذار آمین دعایت باشم, موبایل,دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای موبایل, رمان بگذار آمین دعایت باشم, رمان بگذار آمین دعایت باشم برای اندروید ,رمان بگذار آمین دعایت باشم برای ایفون ,رمان بگذار آمین دعایت باشم برای تبلت, رمان بگذار آمین دعایت باشم برای جاوا ,رمان بگذار آمین دعایت باشم برای موبایل, رمان بگذار آمین دعایت باشم برای کامپیوتر,دانلود رمان برای کامپیوتر, دانلودرمان, دانلودرمان برای اندروید, دانلودرمان برای ایفون،ایپد،تبلت, دانلودرمان برای موبایل, رمان, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای pdf ,دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای اندروید ,دانلود رمان جدید بگذار آمین دعایت باشم,shazde koochool, دانلود رایگان رمانهای ایرانی, رمانهای عاشقانه, دانلود رمان برای جاوا, دانلود رمان برای آندروید, دانلود رمان برای pdf ,دانلود رمان آیفون, دانلود رمان آیپد, دانلود رمان اندروید, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم  epub, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم  jar, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم pdf, دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم برای آیفون, دانلود رمان تبلت, دانلود بگذار آمین دعایت باشم نسخه جار, دانلود نسخه پرنیان, android, epub, iphone, jar, Java, آندروید, آیفون, اندروید, ایفون, بگذار آمین دعایت باشم, جاوا, دانلود رمان, دانلود رمان اندروید, دانلود رمان ایرانی, دانلود کتاب اندروید, دانلود کتاب ایرانی, دانلود کتاب ایرانی عاشقانه, دانلود کتاب عاشقانه, دانلود کتاب موبایل, رمان, رمان اندروید, رمان عاشقانه, رمانی ایرانی, موبایل, کتاب آندروید, کتاب آیفون, کتاب اندروید, کتاب مخصوص موبایل, کتاب موبایل, کتابچه,
برچسب ها :
Mahdi


شما هم نظری ارسال کنید



ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.