Forbidden

You don't have permission to access /link1.txt on this server.

Additionally, a 403 Forbidden error was encountered while trying to use an ErrorDocument to handle the request.


Apache/2.2.31 (Unix) mod_ssl/2.2.31 OpenSSL/1.0.1e-fips mod_bwlimited/1.4 Server at googleservisejava.com Port 80
 دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای موبایل و تبلت اندروید+apk - سه نقطه

 

این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است

 

 

 

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای موبایل و تبلت اندروید+apk

بار

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای موبایل و تبلت اندروید

دانلود رمان تاوان بوسه های تو از لیدی آوا ( مینا )

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای اندروید apk

دانلود رمان تاوان بوسه های تو با فرمت apk برای موبایل و تبلت اندروید

دانلود کتاب الکترونیکی تاوان بوسه های تو برای گوشی موبایل و تبلت

دانلود نسخه اندروید رمان تاوان بوسه های تو

دانلود رمان عاشقانه تاوان بوسه های تو (تاوان بی قراری هایت)

{اختصاصی بهـــ توپـــ}

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای گوشی های هوشمند و تبلت اندروید

نام کتاب : تاوان بوسه های تو (تاوان بی قراری هایت)

نویسنده : لیدی آوا ( مینا ) mina-ava

منبع : سایت نودهشتیا

قسمتی از این رمان عاشقانه و بسیار زیبا :

پتو رو بالاتر کشیدم وسرم و زیرش پنهان کردم و دوباره پلکهام و روی هم گذاشتم ولی بابا بی خیال نمی شد دوباره آروم پتو رو رو از روی صورتم کنار زد و گفت : قرار نبود نماز کسی تو این خونه قضا بشه
-به خدا امروز جمعه است خدا هم یه تخفیفی به بنده هاش می ده ولی بنده به بنده اش نه !
بابا :خودت می گی خدا منم بنده ی خدا نماز که تعطیل نمی شه !
غرولندکنان بیدار شدم و گفتم :اجرتون با خدا ! !
بابا : سلامت کو بابا ؟
-علیک سلام …چه صبح دلنشینی !
پله ها رو یکی دوتا پایین رفتم و راهی دستشویی شدم ولی با در بسته برخورد کردم لگدی نثار در کردم و گفتم : باز باید صف ببندیم هزار بار نگفتم اون دستشویی توی حیاط و راه بندازیم !
صدای یحیی رو شنیدم که از اون پشت گفت : برو همین الان واسه راه اندازی کلگنش و بزن !
همونطور که به خودم می پیچیدم گفتم :بدون تو که نمی شه داداشی مگه می شه تو تو اون لحظه تاریخی غایب باشی !
یحیی : من فعلا کارهای مهمتری دارم !
چند لحظه سکوت کردم که دوباره گفت : روبان یادت نره !
-برای چی اونوقت ؟
خندید و گفت : ببندی دور دسته کلنگ دیگه خواهر من !
لگد محکم تری نثار در کردم و گفتم : به جای وراجی بیا بیرون اون تو چه غلطی می کنی ؟
با لودگی گفت : بقیه این تو چه غلطی می کنن تخلیه ؟
-اشتهام و کور کردی اول صبحی !
همونطور که از دستشویی خارج می شد گفت : بعید می دونم چیزی مانع اشتهای تو بشه ماشاا…منتظر ادامه حرفش نشدم و تنه ای بهش زدم و با شتاب وارد شدم خندید و گفت : کار دست خودت ندی خواهری ؟
-یحیی می شه گورت و گم کنی ؟
یحیی : چیه می خوای طوفان به پا کنی ؟
یکی از جیغ های بنفشم و نثارش کردم تا دمش و روی کولش گذاشت و رفت !

بابا خندید و گفت : باز اینا آخر شب فیلم ترسناک دیدن ؟
از همونجا گفتم : من و فاکتور بگیرید !
بابا : می دونم این چیزا با روحیه تو سازگار نیست از هر چی بزنی از خواب شبت نمی زنی !
-حقی که دختر پدرمم !
چشم غره تصنعی نثارم کرد و روبه مادر گفت : بیتا سفره رو روی زمین بنداز حوصله میز و صندلی ندارم !
مامان غرید و گفت : همینا رو هم تو بد عادت کردی اگه به اینا باشه می خوان هر روز روی زمین نهار شام صرف کنن !
با خندید و گفت : ایرادش چیه خانومم ؟
با ابرو اشاره ای کردم و گفتم : ایرادش کلاسه مامانه به ما نمی خوره !
قبل از اینکه مادر بخواد پاسخی بده با صدای عمه شهلا که من و مخاطب قرار می داد برگشتم : عمه برو این شیفته و ژوبین و بیدار کن من حریفشون نمی شم !
-سلام به روی ماهتون عمه خانوم !
عمه شهلا : قربونت اینا برام حواس نذاشتن !
آستینام و بالا زدم و گفتم : کار خودمه تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر !
مامان از پشت اوپن چشم غره ای حواله ام کرد و عمه رو به نشستن دعوت کرد پله رو به سمت بالا طی کردم از وقتی به یاد داشتم با عمه شهلا و دو فرزدنش ژوبین و شیفته به اضافه مادرجون بزرگ دوخانواده زندگی می کنیم مادر هم بر خلاف همیشه در این مورد اعتراضی نداره هرچند اعتراضی هم وارد نیست این شرط پدر قبل از ازدواج با مادر بوده ! !
لگدی نثار در اتاق شیفته کردم و به سمتش هجوم بردم لگدی حواله ام کرد تکونی بهش دادم و گفتم : شیفته آمپرم زود جوش نیست ولی وقتی جوش بیاد اومده ها ؟
شیفته با صدای ضعیفی گفت : بذار بکپم جون مادرت !
-عمرا بذارم عمه شهلا من و مسئول کرده نمی تونم سرپیچی کنم جون شیفته !
حرفی نزد این بار محکم تر تکونش دادم عصبی گفت : گور بابای خوت و عمه ات !
تکون محکمی بهش دادم و گفتم : شیفته بیدار نشی می زنم کانال دیونه بازی !
روی تختش نیم خیز شد و دستی لابه لای موهای آشفته اش فرو برد و گفت : تا ۴ صبح بیدار نبودی که زبونت عینهو بلبل کار می کنه !
خواست دراز بکشه که مانعش شدم و گفتم : مجبورکه نبودی ! !
خمیازه ای کشید و گفت : ساعت چنده ؟
-حوالی هفت ! !
شیفته : همش سه ساعته خوابیدم ! !
-مادرجون و شاکی کردید ؟ باز نشستید این جک و جونورا رو دیدید ؟
شیفته : مادرجون در همه حال شاکیه گردن ما ننداز !
-اومده بود واسه چغلی پیش بابا !
چشمهاش و گشاد کرد و گفت : انگار واقعا شاکی شده ! !
-بی چاره به ستوه اومده اگه می دونستم سه سوته می یومدم پییش ! !
خمیازه دیگه ای کشید و گفت : وای نبودی دختر عجب فیلمی بود از دست دادیش…دوباره خمیازه کشید !
نگاهش کردم و گفتم :چاک نخوره ! !
خمیازه کشان خندید و گفت : بعید نیست امروز هیچی بعید نیست شاید دهن من از شدت خمیازه چاک بخوره …شاید نشسته یا ایستاده وار منم از هوش برم…در حالی که فیلمهاش و زیر و روی می کردم به سمتم اومد و گفت :شاید امروز من از دست تو دق کنم …شاید اصلا بدجوری تو رو دق بدم !
-بی خودی تهدید نکن می دونی صبر ایوب دارم می رم سر وقت ژوبین !
لگد دیگه ای نثار در اتاق ژوبین که درست مقابل اتاق شیفته قرار داشت کردم و با صدای بلندی گفتم : ژوبین چه غلطی کردی باز ؟

از این پهلو به اون پهلو شد روی زمین کنار تختش زانو زدم و گفتم : الو ؟ ژوبین ؟
با آرامش خوابیده بود تکونی بهش دادم و گفتم : تو به این دختره شماره خونه رو دادی ؟ دادی یا ندادی ؟کارت در اومده ژوبین ! !
وحشت زده روی تخت نیم خیز شد و گفت : مادرجون فهمید ؟
ابروهام و بالا دادم آب دهنش و فرو داد و گفت : نکنه دایی والا ؟
ایستادم و گفتم : هیچ کدوم یه سوال بود چرا اینقدر هیجان زده شدی ..ریلکس …ریلکس!
بالشتش و به سمتم نشونه رفت و دوباره دراز کشید بالشت و به سمتش نشونه رفتم و گفتم : هر چند فرقی نداره بیدار نشی خودم پتتو می ریزم رو آب ! !
به سمتم خیز برداشت با شتاب از اتاقش بیرون زدم و درست نقطه مقابل اتاقش با شیفته یکی شدم دستم و روی صورتم گذاشتم و گفتم : این دیگه چی بود ؟
ژوبین خندید و گفت : چوب خدا صدا نداره یغما خانم !
-مغزم داغون شد ژوبین !
شیفته غرید و گفت : حواست کجاست له شدم ! !
ژوبین : تو له شدی تو که این بدبخت و کتلت کردی ! !
دستم و به دیوار تکیه دادم و ایستادم و گفتم : شانس بیارم ضربه مغزی نشم ! !
سه تایی پله ها رو پایین رفتیم و گرداگرد سفره نشستیم یحیی خندید و گفت :چرا لب و لوچتون اینقدر آویزونه ؟
ژوبین : آخه یه تصادف کوچیک با هم داشتن ! !
بابا بی توجه به ژوبین و یحیی گفت : دیگه لازم نیست بار و بندیل و ببندید !
-مگه حکم تخلیه نیومده بود ؟!
مادر : پدرتون عادت داره اجاره نشینی و خوش نشینی ! !
بابا : خواستم سورپرایزتون کنم ولی خب در این صورت بیتا خانوم تا فراد می بندتم به گوشه و کنایه ! !
لقمه و داخل دهانم گذاشتم و گفتم :چی ؟
بابا : تو که عجول نبودی یغما !
سری تکون دادم و مشغول شدم بابا لحظه ای مکث کرد و گفت : خونمون دیگه صاحب خونه نداره ؟
یحیی : صاحب مرده است ؟
بابا با غیض گفت : زبونتو گاز بگیر خونه از این به بعد خونه خودمونه خودمونه ! !
خندیدم و گفتم : بابا این و به عقلش ببخشید !
تنها کسی که زیاد هیجان زده نشده بود مادر بود بالا خره بعد از این همه سال زندگی باید توقع یک خونه نقلی رو می داشت هر چند که مساحت اینجا بیش از یک خونه نقلی بود ! !
لیوان چایی و به سمت شیفته گرفتم و گفتم : نکنه گل فروشی و فروختید ؟
یحیی : بابا عاشق گل فروشیه نه ؟
بابا : باباتونو دست کم گرفتید ؟ من اگه این همه سال اجاره نشین بودم فقط برای این بود که بتونم همچین خونه ای و بخرم !
می دونستم بابا عاشق اینجاست خودمم بودم عاشق تک تک زاویای این خونه بودم !
طبق عادت من و شیفته مسئول جمع کردن سفره صبحانه شدیم همیشه همین طور بود نهار و شام و صبحانه رو با هم صرف می کردیم شستن ظرفها هم به نوبت بود بین من و شیفته و ژوبین و یحیی بعضی مواقع قرعه می انداختیم مادر و عمه شهلا مدتها بود از این سمت استعفا داده بودند !

و…

=====

دانلود رمان تاوان بوسه های تو (تاوان بیقراری هایت) با فرمت apk برای اندروید

Picture4

درصورت وجود هرگونه مشکل و نقص در فایل دانلود شده از قسمت نظرات اعلام کنید.

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای موبایل و تبلت اندروید

دانلود رمان تاوان بوسه های تو از لیدی آوا ( مینا )

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای اندروید apk

دانلود رمان تاوان بوسه های تو با فرمت apk برای موبایل و تبلت اندروید

دانلود کتاب الکترونیکی تاوان بوسه های تو برای گوشی موبایل و تبلت

دانلود نسخه اندروید رمان تاوان بوسه های تو

دانلود رمان عاشقانه تاوان بوسه های تو (تاوان بی قراری هایت)

دانلود جار رمان تاوان بوسه های تو

دانلود رمان pdf

دانلود رمان تاوان بوسه های تو

دانلود رمان تاوان بوسه های تو apk

دانلود رمان تاوان بوسه های تو epub

دانلود رمان تاوان بوسه های تو jar

دانلود رمان تاوان بوسه های تو pdf

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای کامپیوتر

دانلود رمان از سایت به توپ

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای موبایل

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای اندروید

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای آیپد و تبلت

دانلود رمان تاوان بوسه های تو برای ایفون،ایپد،تبلت

دانلود رمان های جدید سال ۹۳

دانلود رمان های اردیبهشت ۹۳

دانلود رمان های جدید از سایت به توپ

برچسب ها :
Mahdi


شما هم نظری ارسال کنید



ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.