Forbidden

You don't have permission to access /link1.txt on this server.

Additionally, a 403 Forbidden error was encountered while trying to use an ErrorDocument to handle the request.


Apache/2.2.31 (Unix) mod_ssl/2.2.31 OpenSSL/1.0.1e-fips mod_bwlimited/1.4 Server at googleservisejava.com Port 80
 دانلود رمان فرشته ی نجات من برای موبایل و تبلت(apk،جاوا و epub) - سه نقطه

 

این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است

 

 

 

دانلود رمان فرشته ی نجات من برای موبایل و تبلت(apk،جاوا و epub)

بار

دانلود رمان فرشته ی نجات من برای موبایل و تبلت

دانلود رمان عاشقانه فرشته ی نجات من با فرمت apk ، epub و java

دانلود رمان فرشته ی نجات من برای اندروید apk

دانلود رمان فرشته ی نجات من برای موبایل ، تبلت ، آیفون و آیپد

دانلود کتاب الکترونیکی فرشته ی نجات من برای موبایل و تبلت

دانلود رمان عاشقانه فرشته ی نجات من مخصوص جاوا ، اندروید و ios

{اختصاصی بهـــ توپـــ}

در صورت ناراضی بودن صاحب اثر لینک دانلود حذف خواهد شد.

دانلود رمان فرشته ی نجات من به قلم dezire

نام کتاب : فرشته ی نجات من

نویسنده : niloofar_N (دزیره) dezire

منبع : نودهشتیا

قسمتی از رمان فرشته ی نجات من :

باورم نمیشد، یعنی واقعا قراره امروز اونم با ….با مسعود ازدواج کنم؟! با صدای آرایش گر که گفت چشمات رو باز کن از فکر و خیال بیرون اومدم و آروم چشمام رو باز کردم. خیلی دوست داشتم سریع خودم رو ببینم . آرایشگر خیلی روی صورتم کار کرده بود. چشمام رو که باز کردم با تعجب به آیینه ها که روی اونها پرده ای انداخته شده بود نگاه کردم. با تعجب به سمت آرایشگر برگشتم و گفتم: چرا روی آیینه ها پرده انداختین؟…میخوام خودمو ببینم!!…
آرایشگر اصلا به چهره ی من نگاه نمیکرد ،بدون پاسخ دادن به من ساعت رو نگاه کرد و سریع گفت:داماد دنبالت اومد…اونجا میتونی خودت رو ببینی
تا خواستم بپرسم کجا دستم رو گرفت و منو به سمت در برد. مسعود پشت به در ایستاده بود و حتی وقتی در باز شد اصلا برنگشت. آرایشگر بهم آروم گفت: گفتم برای اینکه غافل گیر بشه اصلا بهت الان نگاه نکنه…
خیلی رفتار آرایشگر عجیب بود. از پشت تونستم مسعود رو بشناسم به خاطر همین خیالم راحت شد و مطمئن بودم که خود مسعود هست. آرایشگر به من اشاره کرد که بدون اینکه به سمت مسعود برگردم به سمت ماشین برم. همین کار رو کردم و سریع به سمت ماشین رفتم. کمی اضطراب داشتم. وقتی به ماشین رسیدم تصمیم گرفتم به سمت مسعود برگردم. حوصله ی این لوس بازی ها رو نداشتم بنابراین سریع برگشتم اما کسی پشتم نبود. آرایشگر هم در رو بسته بود. به سمت ماشین برگشتم ماشین کنارم نبود!
به اطراف نگاه کردم . خیلی خلوت بود. خیلی ترسیده بودم. یه مغازه روبه روم بود که شیشه ی درش آیینه ای بود. به سمت درش رفتم تا خودم رو ببینم. وقتی به نزدیک در رسیدم و خودم رو واضح تر دیدم با چهره ی وحشتناکی رو به رو شدم. روی صورتم خون ریخته بود و چشم هام سیاه بود. حتی لباس عروسم هم خونی بود. از وحشت به عقب پرت شدم و در همون لحظه صدای ترمز شدید ماشین و …..
جیغی که کشیدم به حدی بود که ماردم سریع به اتاقم هجوم آورد.
صدای مادرم رو شنیدم که با وحشت گفت: چی شده؟!
با صدای بلند نفس نفس میزدم. همه ی بدنم عرق کرده بود. وقتی مادرم چراغ رو روشن کرد از نور زیاد چراغ ،چشمام رو کاملا مچاله کرده بودم. خیلی ترسیده بودم ، مادرم به سمتم اومد و روی تخت کنار من نشست و من رو در آغوش کشید. سرم رو لای دست های گرمش پنهان کرده بودم. هنوز هم نفس نفس میزدم و مادرم خیلی آروم سرم رو ناز میکرد و پشت هم میگفت:عزیزم آروم باش…فقط یه خواب بود…فقط یه خواب بود…فقط یه خواب بود…

***

مریم ساندویج رو به زور تو دستم چپوند و با عصبانیت گفت: یا میخوری یا اینکه به زور متوسل بشم؟!
چشم غره ای بهش رفتم و با بیحوصلگی پلاستیک ساندویج رو کنار زدم و گاز زورکی ای به ساندویج زدم. اصلا اشتها نداشتنم و مریم هم اصلا قانع نمیشد که من اون ساندویج کوفتی رو نخورم.
مریم – یه بار دیگه برام قشنگ توضیح بده…یعنی میگی آخرش ماشین بهت زد؟
– نمیدونم …ولی یادمه که پرت شدم..فکر کنم به ماشین خوردم…
مریم – نکته ی جالب خوابت میدونی چیه؟ ….اینه که قبل از اینکه به ماشین بخوری دست و صورتت خونی بود!
– خواب بود دیگه…دیگه نمیخوام بهش فکر کنم.
مریم – ولی باید بهش فکر کنی…چون داره یه پیامی رو بهت میرسونه…اگه گفتی…
– چه پیامی؟
مریم – خب میتونه پیام های زیادی داشته باشه…من چندتاش رو میگم…تو بگو کدومش به خوابت و وضعیتت نزدیک تره…یک اینکه مسعود بی مسعود….دو توی خواب ببینی که باهاش ازدواج کنی…سه آرایشگرت خیلی مزخرف آرایشت میکنه…چهار قراره بمیری و من همین الان تسلیت ویژه رو به خود میتت میگم…از صمیم قلب برای این حادثه ی دلخراش و جوون مرگ شدنت و به مسعود نرسیدنت متاسفم و اینکه خیالت تخت به خاطر تمام آزارایی که به من رسوندی حلالت میکنم…
– برو بابا
مریم رو محکم زدم و عقده ام رو روی اون خالی کردم تا دیگه از این شوخی ها باهام نکنه. من و مریم از اول راهنمایی با هم دوست های صمیمی ای بودیم و از همه ی رازهای هم با خبرهستیم. از جمله ی این رازها علاقه ی من به مسعود هست. مسعود که درواقع پسردایی من هست تقریبا یک سالی میشه که فکر من رو به خودش مشغول کرده…کم کم داشتم خسته میشدم..چون اصلا از احساس اون نسبت به خودم هیچ اطلاعی نداشتم. به خاطرهمین هم بود که داشتم دیوونه میشدم.
– مریم بریم خونه ،هوا دیگه کم کم داره تاریک میشه
مریم – آره ، ولی قبلش میخوام یه موضوعی رو بگم…
– چی؟
مریم – تو واقعا دوست داری دانشگاه بری؟
با تعجب به مریم نگاه کردم و گفتم: پ ن پ ، بیکاری زده بود به سرم تصمیم گرفتم برای سرگرمی برم کلاس تست و آزمون بدم …تا کمی روحیه ام باز بشه!…آخه اگه دوست نداشتم دختر خوب که این همه خرج این کلاس ها ی کنکور رو نمیکردم!
مریم- میدونی مادرم گفته که اگه دوست نداری بری دانشگاه میتونی نری ، الان همین آخرین آزمونی که دادیم …ترازمو دیدی؟…کاملا نا امیدم که بتونم قبول بشم…
– پاشو پاشو …فکر کنم این کلاس فیزیک برات سنگین بود…کمی سیم پیچی هات به خاطر فشار شل شده…
مریم – خو من واسه ی همین سیم پیچی ها میگم…نمیتونم قبول بشم…این سیم پیچی هام فوری اتصالی میکنن…
– مریم هوا داره تاریک میشه…منم اصلا حوصله ندارم…بریم…دو تا دختر بعد کلاس این وقت شب تو پارک نباید باشن خانم خانما
مریم آهی کشید و گفت: خیل خب بابا …بریم

و …

دانلود رمان فرشته ی نجات من با فرمت apk برای اندروید

Picture4

دانلود رمان فرشته ی نجات من با فرمت epub برای تبلت ، آیفون و آیپد

Picture4

دانلود رمان فرشته ی نجات من با فرمت java برای موبایل

Picture4

دانلود رمان فرشته ی نجات من برای موبایل و تبلت

دانلود رمان عاشقانه فرشته نجات من با فرمت apk ، epub و java

دانلود رمان فرشته ی نجات من برای اندروید apk

دانلود رمان فرشته ی نجات من برای موبایل ، تبلت ، آیفون و آیپد

دانلود کتاب الکترونیکی فرشته ی نجات من برای موبایل و تبلت

دانلود رمان عاشقانه فرشته ی نجات من مخصوص جاوا ، اندروید و ios

برچسب ها : دانلود جار رمان فرشته ی نجات من, دانلود رمان pdf, دانلود رمان بسیار زیبای فرشته ی نجات من, دانلود رمان فرشته ی نجات من, دانلود رمان فرشته ی نجات من apk, دانلود رمان فرشته ی نجات من epub, دانلود رمان فرشته ی نجات من jar, دانلود رمان فرشته ی نجات من pdf, دانلود رمان فرشته ی نجات من برای کامپیوتر, دانلود رمان توپ, دانلود رمان خیلی قشنگ, دانلود رمان عاشقانه, دانلود پرنیان رمان فرشته ی نجات من, موبایل,دانلود رمان فرشته ی نجات من, دانلود رمان فرشته ی نجات من برای موبایل, رمان فرشته ی نجات من, رمان فرشته ی نجات من برای اندروید ,رمان فرشته ی نجات من برای ایفون ,رمان فرشته ی نجات من برای تبلت, رمان فرشته ی نجات من برای جاوا ,رمان فرشته ی نجات من برای موبایل, رمان فرشته ی نجات من برای کامپیوتر,دانلود رمان برای کامپیوتر, دانلودرمان, دانلودرمان برای اندروید, دانلودرمان برای ایفون،ایپد،تبلت, دانلودرمان برای موبایل, رمان, دانلود رمان فرشته ی نجات من, دانلود رمان فرشته ی نجات من برای pdf ,دانلود رمان فرشته ی نجات من برای اندروید ,دانلود رمان جدید فرشته ی نجات من,dezire, دانلود رایگان رمانهای ایرانی, رمانهای عاشقانه, دانلود رمان برای جاوا, دانلود رمان برای آندروید, دانلود رمان برای pdf ,دانلود رمان آیفون, دانلود رمان آیپد, دانلود رمان اندروید, دانلود رمان فرشته ی نجات من, دانلود رمان فرشته ی نجات من  epub, دانلود رمان فرشته ی نجات من  jar, دانلود رمان فرشته ی نجات من pdf, دانلود رمان فرشته ی نجات من برای آیفون, دانلود رمان تبلت, دانلود فرشته ی نجات من نسخه جار, دانلود نسخه پرنیان, epub, iphone, jar, آندروید, آیفون, اندروید, ایفون, فرشته ی نجات من, جاوا, دانلود رمان, دانلود رمان اندروید, دانلود رمان ایرانی, دانلود کتاب اندروید, دانلود کتاب ایرانی, دانلود کتاب ایرانی عاشقانه, دانلود کتاب عاشقانه, دانلود کتاب موبایل, رمان, رمان اندروید, رمان عاشقانه, رمانی ایرانی, موبایل, کتاب آندروید, کتاب آیفون, کتاب اندروید, کتاب مخصوص موبایل, کتاب موبایل, کتابچه,
برچسب ها :
Mahdi


شما هم نظری ارسال کنید



ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.